شنا براي رهايي

وقتي از چيزي فرار مي كنيم آن چيز با سرعت بيشتري به سمت ما مي آيد انگار مي خواهد به ما حالي كند كه نمي تواني فرار كني بايد حلش كني يا با آن كنار بيايي و شايد تعبيري شبيه اين چيزها. تنهايي را دوست دارم و از تنهاييم لذت مي برم. اما چند روز بود كه دوست داشتم از اين تنهايي بيايم بيرون و با سرعت مي دويدم تا فرار كنم از تنهاييم اما هر چه بيشتر از تنهايي فاصله مي گرفتم بيشتر و بيشتر به من نزديك مي شد و خودش را بيشتر مي چسباند به من. هرگز خسته نمي شد. همه جا با من بود. انگار از تعقيب من لذت مي برد. فرار فايده اي نداشت براي همين دستانش را گرفتم و گذاشتم بنشيند كنارم و نگاهم كند و گاهي به حرفهايم گوش كند. نمي دانم من بر او مسلط شدم يا او بر من مسلط شد. فعلا زندگي مسالمت آميزي داريم و با هم كنار آمده ايم.
دارم تراژديهاي يوناني را مي خوانم. چند روز پيش داشتم يك تراژدي يوناني مي خواندم كه خيلي جالب بود ماجراي كاساندرا ملكه تروآ كه پيشگويي مي كرد. او كاهنه معبد بود و آپولو به او قدرت داد سرنوشت را پيشگويي كند در مقابل خواست با او همخوابه شود، اما كاساندرا نپذيرفت و آپولو او را نفرين كرد كه همه پيشگويي هايش به حقيقت بپيوندد اما هرگز كسي باور نكند و مهم تر از همه پيشگويي هايش همه شوم باشد. مردم نه تنها او را باور نكردند بلكه از او بيزار شدند. دوست دارم بيشتر و مفصل تر راجب اين تراژدي و خدايان اسطوره اي يوناني بنويسم خداياني كه شخصيتهاي شبيه انسانها دارند و كارهايي مي كنند شبيه انسانها با اين تفاوت كه قدرت بيشتري دارند.

1 دیدگاه در “شنا براي رهايي

  1. يك روز كه خيلي تنها بودم، تنهايي به سراغم امدند كه هيچ از من نمي فهميدند. شلوغ كار و پر جنب و جوش. من را بردند به دنياي خودشان. از ان موقع به بعد تنهايي را اويختم روي ديوار دلتنگي .
    solitude‌ خوب و سازنده‌س. تنهايي تو قسمتي ش از اين نوعه و قسمتيش از نوع loneliness

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *